مضرات کنترل قیمت: 1- دولت میتواند عمدا قیمتی تعیین کند که بخش خصوصی واقعی نتواند وارد اقتصاد شود 2- افزایش ریسک سرمایه گزاری به خاطر نگرانی از بیشتر شدن قیمت ثمام شده از نرخ مصوب 3- محدود شدن حقوق کارگر و کشاورز و شبکه توزیع 4- از بین رفتن انگیزه برای تولید کالای بهتر 5- از بین رفتن انگیزه برای سرمایه گزاری اشکال سود مصوب: هر بنگاهی (در هر حوزه ای) وقتی مشتریان کمتری دارد نمیتواند با همان حاشیه سودی کار کند که یک بنگاه با مشتریان زیاد میتواند. قاعده نسبت عکس عرضه و تقاضا همیشه صادق نیست. یا همینطور هست بنگاههایی که به تازگی مخارجی داشتند که بنگاه نوپا همین شکل هستند شاید تنها جایی که سود مصوب توجیه دارد در مورد داروهایی است که بواسطه حق ثبت اختراع انحصار دارند که البته این مورد هم حتی در آمریکا وجود ندارد ضمن اینکه سود مصوب انگیزه برای تولید کالای بهتر از بین میبرد مجوز؛ -شرایط غیر ضروری برای دادن مجوز از قبیل: خواستن تخصص از مدیر (سرمایه گذار) اجبار داشتن حداقل سرمایه بهانه عدم وجود نیاز در محله/شهر مجوز بنددرت میتونه کمکی در جلوگیری از تخلف کند. آنچه بیشتر به مشتری کمک میکند مجاز شدن تبلیغ منفی هست اش. اقتصاد هنگ کنگ پیشرفت کرد چون مجوزها حذف شدند و هند با بروکراتها و مجوزهاشون اداره میشود وام: در مورد وام بنده تجربه ای ندارم اما بنظر باز برمیگردیم به داستان مجوز (مجوز برای بانک خصوصی) در کشوری زندگی میکنیم که بدهکار میتونید بندازید زندان اما بانکها علاقه ای به وام دادن ندارند. آیا بانک خصوصی همچین رفتاری میکند من این مطلب ننوشتم تا کسایی که از قیمت بالا شاکی هستند راضی کنم. مشکل در امد پایین مردم فقط با حذف "کامل" کنترل قیمت حل میشود مخصوصا کارمندان تا وقتی مواد غذایی گران نشود دولت یا کارفرما اجباری برای افزایش حقوق نمیبیند البته پدر خود من بازنشسته است و شاید این مطلب اصلا به ضرر من هم باشد روی تبلیغات این سایت کلیک کنید